فریب روز هشتم

« شاید تعبیر «بحران زن»، تعبیر تعجب‌آوری باشد. امروز مسئله بحران آب و هوا، بحران آب، بحران انرژی، بحران گرم شدن زمین به عنوان مسائل اساسی بشریت مطرح می‌شود. اما هیچ‌کدام از اینها مسائل اصلی بشریت نیست. بیشتر آن چیزهایی که مشکلات اصلی بشریت است، برمی‌گردد به مسائلی که ارتباط پیدا می‌کند با معنویت انسان، با اخلاق انسان، با رفتار اجتماعی انسان‌ها با یکدیگر که یکی از آنها مسئله زن و مرد، جایگاه زن، مسئله زن و شأن زن در جامعه است که این حقیقتاً یک بحران است. منتها به رو نمی‌آورند، مطرح نمی‌کنند و سیاست‌های مسلط در دنیا به صرفه خودشان نمی‌دانند و شاید بر خلاف راهبردهای اصلی خودشان می‌دانند که این مسئله را مطرح کنند.
«ما در مسئله زن، از غرب طلبکاریم؛ ما مدعی غربیم. آنها هستند که دارند به زن ظلم می کنند، زن را تحقیر می¬کنند، جایگاه زن را پایین می آورند.  به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار می دهند؛ آنها باید جواب بدهند. جمهوری اسلامی در این زمینه یک مسئولیتی دارد. جمهوری اسلامی در مسئله زن باید به طور صریح و بدون مجادله، حرف خودش را که عمدتاً اعتراض به نگاه غربی و این نامعادله ظالمانه غربی است، بگوید.»   مقام معظم رهبری ۱/۳/۱۳۹۰

جنبشی که در اواخر قرن هجدهم میلادی، با هدف استیفای حقوق برابر برای زنان در کشورهای اروپایی و با تأخیری چند ساله در امریکای شمالی پدید آمد، در طول چند دهه، مناسبات حاکم بر نهاد خانواده، روابط زن و مرد، حقوق و شخصیت زن و جایگاه اجتماعی او را دستخوش تغییر و دگرگونی کرد، به گونه‌ای که امروزه کمتر اندیشه¬ورز دل‌سوز و منصف غربی است که در کتاب¬ها و مقاله‌‌های خود، وضعیت موجود زن و خانواده در این جوامع را نقد نکند و برای گذشته از دست رفته، تأسف نخورد.چند دهه حاکمیت نگرش¬های منحط غربی نظیر فمینیسم به زن موجب بحران هویت زنانه، بحران خانواده و در نهایت بحران اخلاق شده است.
ابعاد این بحران خانمان سوز به لحاظ تلفات و خسارت های مادی و معنوی بسیار تکان دهنده است اما واقعیت این است که بحران زن مانند یک غده سرطانی در تک تک سلول های اجتماعی در دنیای غرب ریشه دوانیده و دیر یا زود این نظام اجتماعی بیمار را از پای در خواهد آورد. فاصله گرفتن زن از هویت حقیقی و جایگاه خانوادگی مهمترین عامل تحریک و سپس تشدید این بحران می باشد.
تعیین روز هشتم مارس به عنوان روز جهانی زن نه تنها راه¬کاری جهت بهبود وضعیت بحرانی زن در جوامع نبود، بلکه تسریع کننده و تشدید کننده ای بود که بواسطه ویترین و ظاهری عوام فریبانه و در پس شعارهای به ظاهر مدافع حقوق زن، سعی در بحرانی¬تر کردن این اوضاع می نمود تا بلکه بتواند منافع بیشتری برای دست اندرکاران انسان ستیز و غربی آن مهیا کند. با وجود اوج¬گیری این بحران¬ها در خود خاستگاه این گونه تمدن و اندیشه های منحط غربی، همچنان کسانی هستند که با نام دفاع از حقوق زنان ایران، خواهان پذیرش بی چون و چرای ارزش¬ها و هنجارهای غربی و حاکم نمودن قوانین و مقررات دیکته شده از سوی مجامع حقوق بشر غربی بر روابط زن و مرد در جامعه اسلامی ایران می باشند.
در کشور ما نیز، برای برگزاری این روز فریب و نکبت، توسط گروهک ضد انقلابی نظیر فیمینیست های سکولار و وابستگان به حزب کمونیست  تحرکاتی انجام شده  و به طور آشکار اهدافی نظیر بی بندوباری جنسی، حذف مجازات قصاص، اعدام، سنگسار، مبارزه با احکم اسلامی و مطالبه آزادی پوشش و آزادی های جنسی  و همچنین مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی از سوی آنان اعلام شده است.

جوامع غربی در پی چند دهه حاکمیت، بینش‌ها و گرایش‌های افراطی فمینیستی بر نهادها و سازمان‌های علمی، آموزشی، پژوهشی، تقنینی، قضایی و اجرایی خود، گرفتار بحران‌های گوناگونی شده اند. بحران‌هایی که تمامیت فرهنگ و تمدن غربی را تهدید کرده و آن را در آستانه زوال و فروپاشی کامل قرار داده است که مهم‌ترین بحران‌های پیش روی این جوامع عبارتند از:  بحران اخلاقی ، بحران خانواده، بحران هویت زنانه

«تأکید افراطی فمنیست­ها بر حقوق زنان و بی توجهی به تکالیف و مسئولیت های فردی، خانوادگی و اجتماعی آنان، در عمل سبب فروپاشی مهم­ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده و محروم شدن زنان از مِهر و عاطفه­ای شده است که تنها در نهاد اخلاق محور خانواده به دست می آید».

از این رو مهم­ترین پیامد فمینیسم، نابودی بنیان خانواده است، زیرا با شکل­گیری این جریان، نقش­های تربیتی خانواده به چالش کشیده شده و زنان به دلیل این تفکر نادرست، از زیر بار بسیاری از مسئولیت­های زنانه خود در خانواده شانه خالی کرده و همین امر موجب شکل­گیری اختلال در تربیت فرزندان و افراد خانواده و تزلزل اعتقادی، فرهنگی جامعه خواهد شد .»

فمینیسم، اساساً دین­ستیز است. «برخی منتقدان غربی فمینیسم، این جنبش اجتماعی را بخشی از طرحی بزرگ برای ایجاد «نظم نوین جهانی» بر پایه کفر و الحاد می دانند؛ طرحی که گروهی از شخصیت­های پشت پرده نظام سلطه، آن را طراحی و هدایت می کنند».۲]

دکتر هنری مکو در انتقاد به دیدگاه­های ضد مذهبی جنبش فمینیسم می­نویسد: « فمینیسم نیز همچون کمونیسم، در تلاش برای محو خدا و نظم طبیعی است و تسلط ثروتمندان را بر بشر تحمیل می کند».

الیزابت فاکس- گنوز، رئیس انستیتیو مطالعات زنان و مؤسس دکترای رشته مطالعات زنان در آمریکا در این باره می­نویسد:

« نهضت فمینیسم، مذهب را به این دلیل که می خواهد به زنان بگوید که چگونه باشند و چگونه فکر کنند، محکوم می کند و در عین حال کسانی را که (در مورد مسائلی چون سقط جنین، آزادی جنسی و هم­جنس گرایی) با نظریه­های آنها مخالف هستند، در جرگه خود راه نمی­دهد. از نظر آنها، زن­هایی که ترجیح می­دهند در خانه بمانند و از فرزندانشان مراقبت کنند یا معتقدند که باید به زندگی زناشویی پایدار باشند، از همه بدترند. در نتیجه، بدیهی است که بسیاری از زن­ها در این جریان، جایی برای خود نمی بینند». [۳]

فمینیستها، با انکار دوگانگی فطری و ذاتی بین مرد و زن و زیر پاگذاشتن قوانین و قیودات دینی و ترویج اعمالی ضد دینی چون همجنس­گرایی، لاجرم ضد دین ، ضد مسیحیت ،ضد یهودیت و ضد اسلام هستند. قرآن از نظر آنان محکوم است، چون بر اساس ماهیت و چیستی و طبیعت زن سخن می­گوید. در حالی­ که عدم توجه به وضع طبیعی و فطری زن، خود موجب بیشتر پایمال شدن حقوق او می­گردد و در واقع، اسلام در چارچوب قوانین الهی بزرگ­ترین خدمت­ها را نسبت به جنس زن انجام داده است.

شناخت و بررسی بحران‌ها و مظاهر گوناگون حاکمیت نگرش‌های فمینیستی بر جوامع غربی و آشنا کردن زنان با بحران‌های فرهنگی ـ اجتماعی مغرب ‌زمین، به ویژه بحران‌های حوزه زن و خانواده می‌تواند مانع تأثیرگذاری تبلیغات جذاب و فریبنده رسانه‌های کشورهای غربی در مورد وضعیت فرهنگ، اخلاق و حقوق بشر در این کشورها باشد.

اگر چه با کمال تأسف، در اوج بحران‌های جوامع غربی، هنوز کسانی پیدا می‌شوند که به نام دفاع از حقوق زنان مسلمان ایرانی‌، خواهان پذیرش بی‌چون و چرای ارزش‌ها و هنجارهای غربی و حاکم کردن قوانین و مقررات دیکته شده از سوی مجامع حقوق بشر غربی بر روابط زن و مرد در جامعه اسلامی ایران هستند

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *