سکوت یا دروغ پراکنی با عنوان رفع خشونت علیه زنان

«کنجی از خیابان دختر جوانی ایستاده است و منتظر تاکسی است، در این بین هر ماشین عبوری مدل بالا برایش بوق میزند و یا جلوی پایش نیش ترمزی زده و کمی مکث میکند و بعد از یک مکالمه کوتاه راننده پایش را روی گاز میگذارد و ماشین فریاد کشان از مقابل دختر جوان رد میشود»؛ این روزها از این دست از روایتها و حرفهای مشابه در رسانه های منورالفکرهایی که تیتر یک خبرگزاری ها و روزنامه هایشان از تلاش دولت و مجلس برای کاهش خشونت جنسی و کلامی است زیاد شنیده می شود اما اینکه وجود دو نکته نگارنده به نگارش این یادداشت وادار کرد؛ نخست آن که در جامعه ارزش محوری مثل ایران تا چه اندازه زنان در معرض خشونتهای کلامی و فیزیکی در معابر و اماکن عمومی نظیر مترو، اتوبوس، پارک، خیابان و… هستند؟ و به چه علت در این مقطع زمانی موضوع خشونت خیابانی پررنگتر از هر موضوع ثانویه و اولویهای شده است؟

از پای چشم کبود شده تا خشونت علیه مردان

چندی پیش یکی از رسانه های وابسته به جریانهای فمنیستی در کانال تلگرامی خود موضوع خشونت علیه زنان را با طرح پوستری که در ان زنی وحشت زده با چشمهای مات و البته پای چشمانی کبود و دهانی که با دستی مردانه فشرده می شد موضوع خشونت علیه زنان را در خانه ها مطرح کرد؛ اندکی بعد جریان های وابسته خارجی این پوستر را در سطحی بسیار گسترده پوشش دادند؛ گویا خوراک مناسبی برای تصویر سیاه از وضعیت زنان در ایران برایشان مهیا شده بود، هرچند هیچ عقل سلیمی منکر وجود خشونت خانگی در پارهای از موارد بر علیه زنان نیست؛ اما جلوه دادن این موضوع که پراکندگی این خشونت در ایران بالاست چندان با اصل حقیقت سازگار نیست؛ ابن جریان اما با اعلام خبری مبنی بر اعمال خشونت زنان بر علیه مردان! رنگی دیگر به خود گرفت.

چندی نگذشت که مرحله دوم این جریان با عنوان رفع اشکال خشونت علیه زنان و تلاشهای مجلس و به ویژه نمایندگان اصلاحطلب رنگ تازهای به خودش گرفت؛ این کد را پیش از این رسانه های فارسی زبان وابسته در قالب درخواست ویدئو از کاربران شبکه های اجتماعیشان داده بودند، خشونت علیه زنان در خیابان، که از خشونت کلامی و حتی لمس را شامل می شد و درست در همین هفته گذشته رونمایی از پوسترهایی برای مقابله با این نوع خشونت جالب توجه بود، خشونتی که البته اگر در عمق ریشههای آن برویم خواهیم دید بخشی ازآن زایده وضعیت نامناسب حجاب و پوشش زنان و دختران است، موضوعی که بسیاری از همین افرادی که اکنون مدعی حمایت از طرح ضدانقلابی دختر خیابان انقلاب هستند با عنوانهای مختلف و به ویژه با طرح نه به حجاب اجباری به چالش کشیده میشود؛ این درحالی است که عنصر حجاب شرعی یکی از مهمترین مصادیق ایجاد حیای چشم و مصونیت زنان و خویشتنداری مردان است. همین یک نمونه کوچک میتواند مشتی نمونه خروار برای جریاناتی باشد که به بهانه های سیاسی گاهی ترجیح میدهند شانتاژ رسانه ای کنند و گاهی هم سکوت را بر صدا ترجیح داده و حتی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه میدهند.

زنان و خشونت یک ابزار مناسب برای بزنگاههای اصلاحات

جریانی که اکنون مدعی مقابله با خشونت علیه زنان به سبک فرهنگی شده است؛ در حوادث مختلف با نگاهی خشونتآمیز و حتی رفتارهایی نامناسب و به دور از شأن انسانی زنان، با این قشر برخورد کرده و تنها آنها را ابزاری برای ادامه و بقاء حیات سیاسی خود میدانند.

مهرماه ۹۵ خبر افشاگری دختری جوان که خبرنگار یکی از روزنامههای اصلاح طلب زنجیره ای بود فضای خشونت آمیز این رسانه ها را که مدعی حقوق شهروندی و حقوق زنان هستند رونمایی کرد. سحر آزاد خبرنگار روزنامه شرق در توئیتی جنجالی اعلام کرد که برخی از دبیران روزنامهها به همکاران خانم خود پیشنهادهای نامتعارف میدهند.

این خبرنگار اصلاح‌طلب در ادامه کامنت هایی که برای وی گذاشته شده، اعلام کرد که این یک حقیقت بوده و متأسفانه در این روزنامه ها فراگیر شده است.

این رسوایی تأمل برانگیز برای رسانه های زنجیرهای در حالی است که برخی از مشکلات مالی نیز برای این رسانهها به وجود آمده بود و عده ای سعی کردند این مسئله را به پای تسویه حساب دختر خبرنگار با این  روزنامه ها بگذارند. از طرف دیگر برخی از فعالان این روزنامه ها به اتهام های مختلف نظیر همکاری با سرویس های جاسوسی نیز بازداشت شده و موج تازه دیگری در خصوص شدت آلودگی فضای رسانه ای آنها ایجاد شد

خاطر نشان می شود مهدی رحمانیان مدیر مسئول روزنامه شرق طی گفت و گویی با یکی از خبرگزاریها در همان زمان اعلام کرد که این خبرنگار بیش از دو ماه است که با روزنامه شرق هیچگونه همکاری نداشته است و طرح این مسائل از سوی این فرد بعد از خروج از مجموعه صحیح نیست اما این موضوع در هاله ای از ابهام باقی ماند و کمکم رو به فراموشی رفت، در آن مقطع هیچ یک از گروههای حامی حقوق زنان که از اصلاح طلبان هستند در این زمینه اظهارنظری نکردند و ترجیه دادند در سکوت مبهمی روز را شب و شب را روز کنند.

اما این نوع رفتار سیاست زده گاهی در بزنگاه های سیاسی سروشکلی دیگر به خود می گیرد؛ کافی است به حافظه تاریخی خود رجوع کنیم آن هنگام است که پی می بریم سوار شدن بر موج استفاده از ظرفیت های جنسیتی در راستای منافع سیاسی چه در ایام انتخابات و چه بعد از آن حربهای همیشگی برای دست یافتن به منافع گروهی خاص است، روزهای فتنه ۸۸ این مسئله نمود بیشتری یافت در جریان آشوبهای خیابانی عدهای از فتنه گران و سران فتنه مدعی تجاوز و هتک حرمت به زنان و دخترانی شدند که بعدها مشخص شد یا این ادعا مصداق گریه بر گورهای خالی است و یا اصولا شخصیتسازی بخش دیگری از پروژه توهم توطئه است که آنها با استفاده از دو حرف الفبا به نشانه اسم و فامیل دخترانی که به زعم آنها در معرض سوءاستفاده قرار گرفته بودند رقم خورد. البته بعدها مشخص شد ادعای آنها تا چه اندازه دروغ است؛ این موضوع و ادعای آزار توسط روزنامه نگاران و رسانه چی های جریان چپ بعدها در جریان تشیع پیکر حجت الاسلام هاشمی، قائله آشوبهای خیابانی دیماه سال جاری نیز به گوش خورد و اکنون این موضوع مطرح است که بازیگران این جریان، همان هایی هستند که یا در قبال موضوعاتی که به نفعشان نیست ساکتند و یا از موضوع خشونت علیه زنان با دروغ پراکنی و بزرگنمایی به نفع جریان سیاسی مطلوبشان سوءاستفاده می کنند و هرگز در موعدی که باید پاسخ بدهند پاسخگو نیستند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *