فرعی ضد انقلاب به نام دختر خیابان انقلاب

به گزراش جبهه فرهنگی حجاب و عفاف؛ در روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب و در شرایطی که بحران­های طبیعی و عارضی بر کشور در چند ماه گذشته تحمیل شد و حتی در میان زلزله اخیر کرمانشاه باز هم ضد انقلاب واپوزوسیون خارج نشین فرصت را مغتنم دیدند و  با ابزارهای رسانه ای خود از هرگونه سیاه­نمایی دریغ نکردند. این دوران با تفاوت­ها و شباهت­هایی یادآور بحران­ آفرینی­های روزهای تلخ اصلاحات است؛ و مکمل آن می­توان صحبت­های بهزاد نبوی را یادآور شد که طی هفته­های گذشته اظهار کرده بود روحانی در این دوران در هر ۹ ساعت یک بحران دارد.

اما در این میان با عقیم ماندن فتنه­ای که چهره دی­ماه ایران را مکدر کرد و در عین حال با تأیید و حمایت مردم از رهبری و اصل نظام محکوم به شکست شد؛ طرحی کاملا زنانه در یکی از خیابان­های تهران کلید خورد؛ درست در بحبوحه شلوغی­ها کانال تلگرامی مسیح علینژاد که سال­هاست ادعای مقابله با پدیده حجاب اجباری را در رسانه­های غربی دارد تصویری از دختری بر روی پست برق خیابان انقلاب منتشر کرد و با هشتگ دختر خیابان انقلاب کوشید تا از این بحبوحه به نفع خود و جریان مطلوبش نهایت سوءاستفاده را کند.

هشتگی که در آستانه فجر پیروزی داغ شد

درحالی که به زعم برخی از جامعه­شناسان این مسئله یک گذار اجتماعی به نظر می­آمد که مثل موج­هایی نظیر آزادی یواشکی و چهارشنبه­های سفید امکان همه­گستریش چندان متصور نبود اما با توئیت یکی از فعالان حقوق زنان در باره سرنوشت دختر خیابان انقلاب، که در هاله­ای از ضدونقیض پیچیده شده بود موج تازه­ای آغاز شد، در این بین به ناگاه برخی از زنان سیاستمدار نیز به بهانه­های حقوقی و با هدف تضعیف قوه قضائیه خواستار آزادی زندانیان حوادث اخیر و بازدید از اوین شدند، این درحالی بود که نگاه به پیشینه چنین تحرکاتی در کشورهای غربی و آمریکا و همچنین ترکیه بیانگر این واقعیت بود که هیچ حاکمیتی در قبال اغتشاش و اغتشاشگرانی که امنیت و منافع ملی را نشانه می­روند کوتاه نمی­آید. یکی دو روز بعد از توئیت ستوده نوعی کشف حجاب سریالی به سبک دختر خیابان انقلاب که سازش را بر روی کیوسک برق منطقه­ای در مسیر ضدانقلاب کوک کرده بود در تهران رقم خورد و اواخر هفته گذشته خبرها حکایت از ایجاد نوعی انسجام شبه تشکیلاتی برای فراگیر شدن این حرکت داشت.

نسرین ستوده از بهائیت تا حقوق زنان

نسرین ستوده با عنوان «مدافع حقوق بشر» از دهه ۷۰ با حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی و پس از دریافت پروانه وکالت به عنوان وکیل جاسوسان و تروریست‌ها در کشور اقدام به فعالیت کرد. او همواره حمایت سلطنت‌طلبان، دراویش، منافقین و بهائیان را به همراه داشته است، که در این میان حمایت بهائیان از وی بیشتر از همه به چشم می‌خورد. این حمایت‌ها که همیشه با رنگ بوی مظلوم‌نمایی همراه بوده  به جاده‌باز‌کن فعالیت صهیونیستی بهائیان در ایران زیر لوای حقوق بشر تبدیل شده است. حمایت آنها با برپایی کمپین و استفاده از رسانه‌های بهائیان تا آنجا پیش می‌رود که جامعه جهانی بهائیان به طور رسمی از نسرین ستوده به عنوان “رهبر زندانی بهائیان ایران” نام می‌برد و با درج عکس وی به همراه سه بهائی دیگر بر روی تمبر پست هلندی سعی در خدمت خود به این زندانی می‌نماید، تا شاید گوشه‌ای از خدمات نسرین ستوده به جامعه بهائیان را جبران  کند، اکنون این سؤال در گوشه­ای از ذهن کاوشگر هر پژوهشگر و یا فعال حوزه تخصصی زنان ایجاد می­شود که چرا حامی بهائیت به شکل جدی برای حمایت از جریان اخیر به وسط معرکه بیاید؟ آیا در لایه­های پنهان این مسئله موضوعی پیچیده­تر از یک ناهنجاری یا اعتراض مطرح است؟ و اصولا ارتباط این جریان با جوجه اردک زشت چه بود؟

حقوق بشر، حقوق شهروندی و حقوق زنان و همه حق بهائیان

در یک بخش از قضیه باید این مهم را یادآور شد که آستانه سی و نه سالگی فجر انقلاب در بیرون از مرزها هفته­ای به نام هفته جهانی حجاب درحال جان گرفتن است؛ اینکه این حرکت در غرب بر چه اساس و مبنایی است و آیا اسلام واقعی محور این موضوع است یا اسلام­های بدلی سخنی نمی­گوییم اما گسترش موج حجاب در جهان منجر به نگرانی غرب از پایان عصر سوءاستفاده و بردگی جنسی از زنان شده است و به موازات آن تلاش می­کند تا ایران را که یکی از کشورهای استراتژیک در این حوزه است دچار تضعیف و تخریب نماید و اصولا از فردای استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور این مقابله­ها با حجاب آغاز شد و تا امروز به هزارویک رنگ خود را به نمایش گذاشته است و اکنون طرح مسئله نه به حجاب اجباری در حالی که اصولا اجباری در زمینه نوع حدود آن به به چشم نمی­خورد؛ در این ایام خود گواهی روشن بر این ترس از حجابی است که در بستر نظامی ایدئولوژیک به بروز و ظهور رسیده است. در یک بخش این مسئله حساسیت حوزه زنان و آسیب­پذیری به واسطه مسائل حقوقی و به ویژه حقوق بشری باعث شده تا غربی­ها و عوامل داخلی­شان به سادگی انگشت بر این موضوع بگذارند؛ زیرا مسئله حجاب باتوجه به دگرگونی­های سال­های اخیر در نوع آن، گونه­ای از توهم سلب آزادی را به ذهن نزدیک می­کند این در حالی است که آنها نمی­توانند به سادگی بر روی قضایای حقوق گروه­هایی که خودشان آنها را اقلیت می­نامند نظیر هم­جنس­گراها، بهائیان و… در ایران پافشاری کنند؛ زیرا نمود بیرونی مناسبی در افکار عمومی مردمی که تشیع با خون و پوستشان آمیخته شده ندارد. اما تشکیلات بهائیت برای اثبات خود در ایران از شیوه­های مختلف استفاده می­کند، در این میان اظهاراتی نظیر من با حجاب اجباری مخالفم که از سوی فائزه هاشمی و در مصاحبه­ای با یکی از رسانه­های غربی طی هفته­های گذشته مطرح گردید خبر از روشن کردن آتش در زیر خاکستر می­داد، او سال گذشته با انتشار تصویر خود در کنار زنان بی­حجاب بهائی به نوعی از آنها و حقوق­شان در ایران حمایت کرده بود و همواره مورد توجه این طیف مرتد قرار گرفته است و نمی­توان از چنین اظهاراتی به سادگی گذشت و آن را قطعه­ای از جورچینی که قطعاتش یکی یکی از مسیح علینژاد تا ستوده و حتی برخی از زنان سیاستمدار کنار هم چیده می­شد، ندانست. چرا یورونیوز باید به سراغ هاشمی برای مصاحبه برود؟ اصولا شخصیت او به کدامین علت برای این رسانه جاذبه دارد؟ چرا در خلال مصاحبه چنین بحثی مطرح می­شود؟ و چرا اندکی بعد حلقه­های زنجیر به هم چفت شده و در نهایت بیم تحریمی دوباره را اینبار به بهانه حقوق زنان در عرصه بین­الملل به ذهن نزدیک می­گرداند. دریافت پاسخی نسبتا شفاف در این زمینه البته به سادگی مقدور نیست اما همین اندک چینش نسبتا سهل می­تواند ذهن­ها را به سمت ارتباط حضور بهائیان با قضیه دختر خیابان انقلاب و همچینین سربازان خارج­نشین این جریان یعنی مسیح علینژاد و شبکه­های غربی رهنمون کند. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم نخستین تحرکات در ایران بر علیه حجاب توسط طاهره قره العین که زنی بهائی بود صورت گرفت و عوارض و عواقب آن هنوز بر جامعه ایران قابل ملاحظه است.

گل به خودی نزنید

توجه لنز دوربین­های بی­بی­سی و رسانه­های غربی به موضوع کشف حجاب­های سازماندهی شده که سعی می­کنند آن را نوعی نافرمانی مدنی آن هم در آستانه دهه فجر و راهپیمایی ۲۲ بهمن نشان دهند چندان تعجب برانگیز نیست اما بازی در زمینی که طراحیش از غرب صورت گرفته و بازیگرانی چون ستوده و علینژاد که با دریافت مبالغ کلان از دولت ایالات متحده، سوپراستار این جریانات شده­­اند از سوی برخی از سیاستمداران داخلی برای جلب رأی و نظر طبقه خاکستری و حضور یک چند بیشتر در سپهر سیاسی کشور علاوه بر اینکه رمزگشایی این ماجرا را دشوار می­کند درعین حال اسباب خوشایند این جریانات را فراهم می­کند و سهل­تر از سادگی می­تواند دروغ آنها را به راست مبدل کند.

جریان حجاب در ایران، یکی از جنجالی­ترین و درعین حال ژورنالیست پسندترین موضوعات برای پاره­ای از جریانات سیاسی است، موضوعی که به سادگی و مظلومیت مورد غرض­ورزی مخالفان و معاندان می­شود و دوست و دشمن به بهانه­های گوناگون بر آن هجوم می­آورند. این درحالی است که تثبیت حجاب در جامعه با حرکت منسجم فرهنگی و ملی قابل تحقق است و موضوعات حاشیه­ای نظیر گشت ارشاد و برخوردهای چندپهلوی دولت­ها با این مسئله عقیدتی بر شدت مظلومیت حجاب و در نهایت رقم خوردن هجمه­ای تشکیلاتی و غربی برعلیه نظام اسلامی می­افزاید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *